هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
595
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
ساعت 10 شب ، رسيديم به « برينديزى » ، « 1 » كه خاك « ايتالى » است . اينجا « شراب » و « انگور » مشهورى دارد . از كالسكه بخار پياده شده ، سوار كالسكه اسبى شده ، رفتيم به اسكله . كشتى [ در ] 5 ذرعى ساحل ، لنگر انداخته بود . معلوم مىشود [ كه ] ساحل بسيار عميقى دارد ، كه كشتى به اين نزديكى مىايستد . جمعى كثير در كشتى بودند . برخى به « مصر » و بعضى به « هندوستان » مىروند . 163 نفر مرد و زن ، در اول درجه مسافرند . شام ، حاضر بود . چون در راه ، فى الجمله شام غيرمأكولى صرف شده بود ، اينجا به « شوربا » و « ميوه » قناعت كردم . به واسطهء آمدوشد مسافرين ، تا 4 ساعت از نصف شب گذشته ، نشد بخوابم . يك ساعت به سحر مانده ، كشتى لنگر كشيده ، راه افتاد . روز دوشنبه ، بيست و دويم [ محرم الحرام 1305 ه . ق . ] صبح از خواب بيدار شده ، ديدم هوا « صاف » و دريا « آرام » است ؛ امّا قدرى « گرم » [ است ] . بعد از شستوشوى بدن ، بالاى عرشه رفته ، به خواندن كتاب و صحبت با همراهان ، روز را شام كردم . روز سهشنبه ، بيست و سيّم [ محرم الحرام 1305 ه . ق . ] امروز نيز بايد وقت را در كشتى گذراند . البته در چنين جائى كه به جز « آب » و « مسافرين » ، چيز ديگر [ ى ] ديده نمىشود ، چيزى هم كه قابل مذاكره و تحرير باشد ، نيست . قريب [ به ] مغرب ، از نزديكى جزيرهء « كانديا » كه متعلق به « يونان » است ، گذشتيم . سه چهار « ابابيل » ، « 2 » از جزيره در كشتى آمده ، پرواز مىنمودند . هرچند اين جزيره ، تمامش كوهستان است ، ولى از دور سبز و شاداب بهنظر مىآمد . در وسط
--> ( 1 ) . حاجى پيرزاده ، نام آن را برنديزى مىنامد و مىگويد : « و ما از كشتى بيرون آمده ، وارد شهر برنديزى شده ، در يك مهمانخانهاى كه لب درياست منزل نموديم و نهار صرف نموده . . . در شهر برنديزى در كوچه و بازار گردش كرده ، وضع شهر و عمارات و كوچههاى آنجا را ديده ، قدرى پرتقال خريديم و به منزل مراجعت نموديم . » ( سفرنامه حاجى پيرزاده ، 1 / 174 ) اين شهر در زمان روم باستان Brundisium نام داشته است و امروزه بين شهرهاى « بارى » و « لچه » قرار گرفته و با جمعيتى بالغ بر 450 ، 94 نفر در سال 1997 م . و داشتن قلعهاى از عهد « فردريك دوم » ، از مناطق سوق الجيشى و تاريخى ايالت Apulia به شمار مىآيد . ( 2 ) . پرستو ، چلچله .